601

چندی از معجزات امام نقی:

جواب دادن میس کال

تبدیل آب به آب انگور

پاک کردن ریسایکل بین

شمردن اعداد تا بینهایت

حمام کردن در مثلث برمودا

برگرداندن خمیر دندون به تیوپش

درست کردن آتش با مالوندن دو تکه یخ به هم

قضای حاجت به صورت ایستاده در گردباد

و جماع با كاكتوس در مواقع تنگدستی یکی دیگر از میلیون‌ها معجزات حضرتش بود.

599

روزی یک ملعون عباسی از امام پرسید: جمله‌ای برای من بگو که وقتی شادم غمگین و وقتی غمگینم شاد شوم. امام فرمودند: این نیز بگذرد! و وی را با شمشیر به دو نیم کرد.

عاقبت شوخی با نقی – فصل سوم

598

نقل است که روزی جمعی از صحابه از امام نقی (ع) پرسیدند: یا نقی! چرا ما نمی‌گذاریم کافران زندگی خودشان را بکنند و باید آنها را بکشیم؟

حضرت لختی به سفاهت اصحاب افسوس خورده و از ایشان پرسیدند: آیا تا کنون فکر کرده‌اید که دلیل عقب‌ماندگی مسلمانان چیست؟

صحابه کمی اندیشیده و پاسخ دادند: نخیر، نمی‌دانیم ای فرزند رسول خدا.

حضرت فرمودند: به خدا قسم که دلیل آن پیشرفت کافران است!

پس صحابه خشتک‌ها دریده و لبیک‌گویان به تیز کردن شمشیرها مشغول شدند…

سیره نقوی، در باب مظلومیت مسلمانان

597

از هالتر بن دمبل نقل است: روزی شخصی نابینا به اشتباه پا روی پای آن حضرت گذاشت. امام عصبانی شده و فرمودند «می‌دونی من کیم؟ پا رو پای من می‌ذاری؟ من امام نقی هستم!»

به محض آوردن اسم نقی به طور معجزه آسایی شخص نابینا بینایی خود را بازیافت اما متاسفانه اولین و آخرین چیزی که در عمر خود دید برق شمشیر آن حضرت بود که او را از وسط به دو نیمه کرد.

596

روزی ابو کروموزوم از امام پرسید: دلیل تعدد زوجات محمد چیست؟

امام گفت: چون پسر نداشت هی تجدید فراش می‌کرد شايد همسران جدیدش «پسرزا» باشند… با هر زنی از هر قبیله‌ای جماع می‌کرد و به همسران دشمنانش تجاوز می‌کرد شايد که یکیشان پسرزا باشند.

سپس ابو کروموزوم پرسید: اماما، امروزه مشخص شده جنسیت فرزند از پدر است، و نه مادر! محمد با علم لدنی چطور اين رو نمی‌دانست؟

امام لحظه‌ای فکر کرد، و در آن لحظه بود که امام با شمشیرش ابوکروموزوم را تقسیم میوز کرد!!!

پ.ن. راوی که صحنه را تصویر کرد به عنوان اولین دانشمندی که توانست تقسیم میوز سلولی را مدل کند جایزه نوقل گرفت.

راه و رسم نقوی – جلد 4 –  فصل 1 – علم لدنی خاندان نبوت و امامت

595

نقل است امام در سال‌های آخر عمر به علت تجاوزات و دو نیم کردن‌های فراوان دچار عذاب وجدان شده، و وصيت کردند که پس از مرگش هر سال از اموالش به کسانی که در راه بشريت اقدام می‌کنند جایزه‌ای به نام جایزه «نوقل» اهدا کنند.

ولی پس از مرگ امام، مهدی نوه امام تمام اموال امام را برداشت و متواری شد. از آن پس از مهدی خبری نبوده و به علت عدم وجود جايزه مناسب به مسابقات نوقل توجه خاصی نشان داده نشد.

راه و رسم نقوی – جلد 7 – فصل 1 – وصایای امام

594

امام به مسأله تقلید و مرجعیت علاقه بسیاری داشتند، تا حدی که این بیت همواره ورد زبانشان بود که:

تقلید کار میمونه، میمون جزو حیوونه.

امام و بی‌عفتی‌ها!

593

در کتب آمده است که امام نقی (ع) معمولا وحی را در فاصله ساعت یک تا شش بامداد دریافت می‌کردند تا از ترافیک رایگان بارس ان لاین سامرا بهره‌مند شوند.

امام و جهاد اقتصادی

592

قال النقی (غ): خدا نه مرکب است و نه جسم است و نه مرئیست و نه حال است، نه محل است، نه شریک دارد نه معانی و صفات زائد بر ذات دارد و نه به هیچ کس و هیچ چیز نیاز دارد و خلاصه مقامش عالی‌تر از آنست که اصلاً وجود داشته باشد و مقصود فقط چاپیدن این ملت بدبخت و غارت بیت المال مسلمین است.

اقتصاد نقوی، باب اختلاص و توحید

591

از ابن سیگنال نقل است که حضرت وقتی می‌خواست سر بر بالین بگذارد، دستگاه پارازیت انداز را روشن می‌کردند تا در ارسال وحی اختلال ایجاد شود.

بحارالانفار/ باب شگردهای نقی/ صفحه 666

590

آیا می‌دانید القاب اصلی امام چه بوده؟

از القاب بارز امام منصف، جامع، شارب و باقر است.

این القاب به علت دقت در نصف کردن، کثرت در جماع، سرعت در نوشیدن آب انگور و تسلط بر انواع حرکات موزون به حضرت نسبت داده شده است.

همچنین ایشان را بعلت گسترش و توسعه سریع اسلام شوشول المؤمنین می‌نامند.

از سری فکت‌های نقوی – نقی آموزگار

589

از امام پرسیدند که اماما آیا درست است که همه کارها را جبرئیل می‌کرده و میکائیل کاری نمی‌کرده؟ امام فرمود

پس عمه شما بود هر 8 ساعت به اصحاب کف قرص خواب می‌داد.

588

یکی از بزرگترین مشکلات حل نشده امام نقی این بود که نمی‌توانستند اصحاب را به نسبت عدد نِپِر (e=2.71) باشمشیر مورد عنایت قراردهند. مروی است این مساله در رنکینگ دغدغه‌های ذهنی امام، پس از معضل جماع جوانان (وبعضاً ازدواج آنها)، جایگاه دوم را از آن خود کرده بود.

البته امام یکبار درکودکی دنباله فیبوناچی را روی جسد بیجان یکی از عباسیون اجرا کرد که صرفاً بعلت مصرف بیش از حد آب انگور بود.

نقی، نابغه علم ریاضیات

587

یکی از اصحاب فیلسوف امام به نزد حضرتش آمد و گفت: یا نقی دلم برای جنس بشر می‌سوزد.

نقی آهی کشید و فرمود: نقینوزا می‌گوید نه به انسان بخند نه گریه کن و نه نفرت بورز. فقط او را بفهم.

فیلسوف بی‌درنگ از جایش برخاست، نعره زنان به بیابان گریخت و هرگز بازنگشت. صحابه‌ای دیگر، گفت: ااااه اماما یه حدیثی از خود در کن بخندیم بابا.

نقی با شمشمیر وی را به دو نیم تقسیم کرد و فرمود: مردک نفهم. گفتم نخند، بفهمم.

صحابه‌ای دیگر با چشمانی گرد، گفت: یا نقی شما که هم اکنون نفرت ورزیدید و او را نصف کردید.

امام به خاطر زر زر اضافی صحابه او را به 5 قسمت تقسیم کرد، سپس برای هر دو صحابه از دست رفته گریست.

امام و کژفهمی‌های فلسفی

586

امام شمشیری نو از بازار سامرا به بهای پایین خریداری کرد. پس منتظر بود یکی از صحابه اراجیفی بگوید تا با شمشیر نو ایشان را به دو قسمت مساوی تقسیم کند.

بالاخره یکی از صحابه وارد شد و به نقی گفت: چطوری؟ نقی: مگه دکتری؟ صحابه گفت: نه دامپزشکم.

پس نقی نعره‌ای زد و شمشیر را روی سر وی فرود آورد. ولی به جای صحابه، شمشیر به دو قسمت مساوی تقسیم شد.

بعدا کاشف به عمل آمد که شمشیر چینی بوده.

از لوازم النقریر – بخش اجناس چینی

585

نقل است که امام از ورزش سنگسار لذت فراوان می‌بردند در این ورزش شخصی را در وسط میدان سامرا تا نیمه خاک می‌کردند و برنده مسابقه کسی بود که با سنگ او آن اصحاب راحل می‌شد. امام همیشه برنده این مسابقه می‌شدند، بهمین خاطر ایشان بازی یه قل دوقل را اختراع کردند که در هنگام فراغت نیز لذت ببرند.

برای تقسیم قنائم و کنیزان، ایشان بازی یه قل دوقل جیبی را اختراع کردند. از حسن‌های این بازی این است که هم تمرین برای سنگسار بوده و هم برای آمادگی در تجاوز استفاده دارد.

مخترعین السامرون، جلد سه بعدی صفحه ۱۲

584

آیا می‌دانستید که امام نقی (ع) به هیچ وجه من الوجوهی، سیستم 3-5-2 را برای فوتبال قبول نداشتند و (به دلایل نامعلومی) سیستم 4-4-2 را توصیه می‌کردند؟

حدیثی متواتر از ایشان وجود دارد که فرموده بودند: به خدا قسم، از پدرم و از پدرانم نقل است که رسول خدا (ص) می‌فرمود اگر سیستم 4-4-2 در فوتبال پياده شود، آنگاه هیچ تیمی به تیم دیگر نخواهد باخت. بلکه هر تیمی در مقابل تیم دیگر پیروز خواهد شد.

از مجموعه فکت‌های نقوی

583

روزی امام سرخوش از آب انگور لبخند زنان بر منبر نشسته بودند و صحابه را «کدیور وار» از محسنات اسلام رحمانی اندرز می‌دادند. در این میان ساده‌دلی پرسید «یا نقی، مگر نفرمودید که اصول دین تحقیقیست؟ پس چرا اگر کسی پس از تحقیق بخواهد از دین خارج شود او را مرتد نامیده، می‌کشید؟» امام تبسمی نموده فرمودند «اون احمقی که بخواد به جای لذت بردن از زندگی بره در مورد اصول و فروع دین تحقیق کنه، همون بهتر که بمیره» سپس هرچه آمدند ادای قلعه نوئی را دربیاورند، فیروز کریمی برداشت شد و آن صحابی ساده‌دل از نصف شدن نجات پیدا کرد.

582

یکی از یاران امام نقی از سفر غرب برگشته بود. حضرت از او پرسید غرب را چگونه یافتی؟

عرض کرد: حقوق کودکان را رعایت می‌کنند و به زنان احترام می‌گذارند. حضرت رو به یاران کرد و گفت بنگرید که چگونه مکاتب مادی انسان را نابود می‌کند.

((من از اومانیسم بیزارم)) نوشته امام نقی بن تقی

581

نقل است که برخی از دشمنان امام نقی شب‌ها مخفیانه به نزدیک منزل امام نقی ‌آمده و شعارهایی را بر روی ديوار منزل ایشان می‌نوشتند. شعارهایی مانند «امام نقی حیا کن، سامرا رو رها کن» و یا «امام نقی! به پایان سلام کن» و یا «شیر سماور، اگزوز خاور، نقی دلاور». نقل است که امام نقی در مقابل این نامردمی‌ها خم به ابرو نياورده و همچنان در انجام وظیفه امامت و هدايت امت خویش استوار بودند.

580

از اسحاق ابن نیوتن نقل است روزی امام نقی در زیر درخت نشسته بود که ناگهان سیبی بر سرش افتاد. امام سیب را با سیب دیگری قاطی نمود و زیر درخت نشست قلیون دوسیب زد.

579

یک روز صحابه‌ای به بیت امام رفت و گفت: ای آلت توانا خوب و عزیز و دانا! شما را چه می‌شود؟ چند صباحی است که از شهوت و شرب خمر و حتی نصف کردن به دور افتاده‌اید.

امام تبسمی کردند و فرمودند: صحابه گلم، آنگونه که بودم ریا می‌شد و همه مرا فردی تک بعدی می‌پنداشتند. مدتی عزلت گزیده‌ام، زود به میادین بازخواهم گشت.

آن فرد از گفتار امام شادمان شد و راه خروج درپیش گرفت، اما به در نرسیده نصف شده بود.

در باب بازگشت خیلی سریع امام به میادین

578

18653، 18654، 18655، 18656…

آخ… خسته شدیم امام نقی! نمیشه تمومش کنيد؟

– چی چی رو تمومش کنم؟ تازه گرم شدم!

(بخشی از مراسم رکوردگیری روپایی زدن امام نقی با توپ فوتبال در حضور کارشناسان موسسه گینس)

576

روزی امام با یکی از اصحاب که محافظ ایشان بود بر روی پشت بام منزل خود در حال قدم زدن و فکر کردن بودند که صحابه ایشان پیش خود فکر کرد که من با امام تنها هستم و به راحتی می‌توانم امام را بکشم….. که ناگهان امام رو به صحابه کردند و فرمودند: شوشولمم نمی‌تونی بخوری!

نقل است صحابه خشتک خود را درید و نعره‌زنان خود را به داخل حیاط پرت کرد!

575

‎و همچنین امام بسیار توصیه می‌نمودند به دیدن مسابقات فوتبال روی تلویزیون ال‌جی که این عمل نور چشم را زیاد و مو را پر پشت کند، و اصحاب را بر حذر می‌داشتند از تلوزیون سامسونگ که تماشای آن کمر را سست کند و قوزک پا را شکننده.

بخش دیگری از فعالیت‌های تبلیغاتی امام در زمانی که ال‌جی اسپانسر ایشان بود

573

واژه‌نامه نقیکديا برای رفع ابهام منتشر کرد:

ذوالنقار: شمشیر حضرتش
ذوالنعوض: آلت مبارک حضرت
ذوالنقين: مرکب مبارک امام
آب انگور نقوی: نوشیدنی حضرت
نقیلاتور: دستگاه ايمان سنجی امام
نقیفن: دستگاه مکالمه راه دور امام (به اشتباه تلفن هم گفته می‌شود)
نوقایل: نقیفن همراه
نقند: خودروی ملی امام
نآقازاکی: مارک موتور سیکلت امام
ادامه دارد…

572

وووو…

 

– بخون

+ها ؟ تو کی‌ ایی؟

– هاها بخون …

+من که خوندن نمی‌دونم . دارم می‌ترسم تو کی‌ یی؟؟؟

(صدای پچ پچ: بچها اسکل شده بگم من کیم؟ چه می‌دونم یه اسم مزخرفی بگو)

– من جبرئیل هستم…

+کدوم جبرئیل؟

– امین …. از طرف خدا.

+خوب چیکار کنم؟

(بازم پچ پچ: بگم چیکار کنه بخندیم؟؟؟ نه نه، این خیلی‌ اسکل بگو تو مبعوث شدی، از فردا همین موقع زنگ می‌زنم می‌گم چیکار کن)

– تو مبعوث شدی، از فردا همین موقع زنگ می‌زنم می‌گم چیکار کن.

+جدی؟

– به جان تو

+نوکرم

نقی‌، مزاحمت تلفنی و آغاز یک شوخی جدی!!!

571

امام همواره از کودکی نیز شهره عام و خاص بودند. حضرتش در کودکی بازیگری را نزد جد بزرگوارش ممد آموخت و در فیلمی با نام «من نقی 15 سال دارم» نیز به بازیگری در برابر سوسن پرداخت.

569

از ابوحمار نقل است که هاله نور امام حمام – نقی – مجهز به فوتوسل بوده، بدین صورت که در روزها نور هاله به طور خودکار کم می‌شده و در شب‌ها، نور آن زیاد. این کار باعث صرفه‌جویی در مصرف انرژی نقی می‌گردیده.

نقی و هاله نور

568

داروین: غلط کردم شما ائمه حسابتون از بقیه آدما جداست شما فرشته هستين!

امام نقى: پدر سگه گور به گور شده خودت و اون خانوادت از نسل بوزینه‌ايد! بگیر كه اومد!

شپرررققق!

«امام نقى در مناظره داروین با یک ضربت شمشیر وى را از وسط به دو نیم کردند؛ امام نقى و رد نظریه تکامل!»

567

وای بر باقر مجلسی!

در بحار الانوار آمده که گاه که امام نقی حوصله‌اش سر می‌رفت، از لجن پرنده‌ای درست می‌کرد و آن پرنده هم به سرعت جان می‌گرفت و پرواز می‌کرد.

یکی از صحابه خاص آن امام حمام ضمن انحرافی خواندن آن روایت به خبرنگار ما گفت:

اولا، لجن نبود و گل بود. دوما، اون پرنده اصلا پرواز نمی‌کرد. سوما، پرنده نبود و ماتحت جنیفر لوپز بود!

566

صحابه‌ای از نقی پرسید: «آیا خدا وجود دارد؟»

نقی پاسخ داد: نمی‌دانم.

و جمعی از این که امام به ندانستن اعتراف کرده، خشتک‌ها دریدند. صحابه‌ای دیگر پرسید: اگر به وجود خدا شک دارید بر چه اصولی زندگی می‌کنید؟

_ انسانیت

و اصحاب خشتک دریده شده‌ی امام بعد از شنیدن این پاسخ حضرت کلا از وسط جر خوردند. امام مات و مبهوت به اصحابی که از وسط به دو نیم تقسیم شده بودند نگاه کرد و گفت: «هه هه شوخی کردم بابا. چرت گفتم دور هم باشیم بخندیم.. ذوالنقار که این جاست. پس اینا چه جوری نصف شدن!! !» امام شانه بالا انداخت و گفت: «نمی‌دونم» و آب انگور نوشید.

کتاب تحول نقنوستیسم _ جلد 3 _ بخش نقنوستیک‌های‌های معروف _ صفحه 563 _ خط دوم به بعد

562

روزی جمعی از علویون از امام نقی (ع) پرسیدند: زمانی که علی داشت در یک روز هفتصد نفر را گردن می‌زد، تو چکار می‌کردی؟

حضرت پاسخ دادند: داشتم دنبال دکمه خاموشش می‌گشتم!

سیره نقوی، در باب کار کردن با ابزار برش

561

روزی امام نقی (ع) مشغول گفتگو با یک بوزینه بودند. اصحاب پرسیدند موضوع چیست؟ امام فرمود این از نسل همان یهودیانی بود که در روز شنبه ماهیگیری کرده بودند و به فرمان الله تبدیل به بوزینه شده بودند، خوشحال بود و می‌گفت خدا را صد مرتبه شکر که بوزینه شدیم و در دژ خیبر نبودیم!

560

روزی شخصی از امام نقی پرسید: آیا به هر شکلی می‌توان وارد مستراح شد؟

حضرت فرمودند: پَ نه پَ حتما باید با پا چپ بری تو و با پا راست بیای بیرون!

 

مشکلات کاتبان حدیث در تشخیص بین شوخی و احکام

558

اشعص بن حوالی دانشمندی نصرانی بود، روزی به خدمت امام رسید و پرسید: اگه خدا مردها را نمی‌آفرید چی می‌آفرید؟

امام فرمود: چیز خاصی نمی‌آفرید.

اشعص از این سخن در شگفت ماند، اما بیشور اسلام نیاورد.

 

تذکره الاولیا-جلد 1-صفحه11

557

روزی امام نقی به همراه عسگری کوچولو در مجلسی بودند که ناگهان حضرت بادی رها کرد و مجلس را به سکوت واداشت. بلافاصله نقی یک پس گردنی بر حسن عگسری نواخت.

نقی و مدیریت بحران

556

روزی عسگری کوچولو از امام نقی پرسد: بابا، شبا تو تخت با مامان سوسن چیکار می‌کنین؟

حضرت در صدد پیچانیدن بر آمدند و فرمودند: کشتی می‌گیریم بابا جان!

عسگری کوچولو گفت: همینه بچه دار نمیشین دیگه! بکنش!

گویند حضرت از فرط تعجب سه بار خود را از درز شکافتند و باز به حالت اول برگرداندند و فرمودند: همانا جانشین بر حق من همین عسگریِ باباست که از طفولیت دستی بر امر خطیر جماع دارد!

روایات نقوی، از راوی النقی

555

از هنرهای دیگر امام نقی‌ تک چرخ زدن با فرغون تنها با استفاده از یک دست بود. همچنین آن امام همام در ایام جوانی جاده‌ کندوان را با دنده عقب و سرعت ۱۲۰ کیلومتر طی‌ کرده است.

باز بگید امام ما معجزه نداره

553

نقل است که امام ضربتی به قصد دو نیم کردن جنتی نواختند اما جنتی به پشت سنگی خارا پرید و در اثر برخورد ذوالتقی به سنگ جرقه‌ای برخاست و آتش کشف شد.

این تنها مرتبه‌ای بود که ضربه‌ی حضرت به خطا رفت و جنتی همچنان زنده است.

550

امام همیشه در موسم حج تفریحات بسیاری داشتند، از جمله می‌توان به انگشت کردن حجاج در ازدحام طواف، دوی چهار در صد متر امدادی بین صفا و مروه، و یه قل دوقل در کنار سنگ شیطان اشاره کرد. امام بعدها در مورد این خزبازی‌هایشان کتابی منتشرکردند با نام «خزی در میقات»

برای تهیه این کتاب به کتاب‌فروشی نقی الدین سامری مراجعه کنید.

547

در حیرتم که چرا از معجزات ایشان سخنی گفته نمی‌شود؟

ابن مجقجق می‌گوید بخدا سوگند امام بینای مادرزاد را با حرکت انگشتان مبارک کور می‌کرد و باکره مادرزاد را با ضربتی (ابزار ضربت نامعلوم است) حامله می‌نمود.

اعجاز نقوی – بخش پزشکی و پیراپزشکی

546

امام نقی (ع) در مقاله‌ای که در کنفرانس بین المللی بیولوژی در سامرا ارایه دادند به شیوه‌ای صد در صد علمی ثابت کردند که علت پیری آدم‌ها کهنسالی آنهاست.

رفرنس: بولتن سالیانه آکادمی بیولوژی سامرا

545

dal;cvkfobc;le fsalk’x ;’sa x;las lx ‹;lsadklkve m,clsdfe;ld dfkl jcvisevnkl m,sdkfl

dsfkld xz’l;ef l dsklksdgd ds;lkxcqwopqei eoixz,.vm,nr df;lk 8!D

امام نقی هميشه موقع نوشتن حدیث یادش می‌رفت که فونت رو عوض کنه.

هنوز کسی از زبانشناسان نتوانستند تشخيص دهند امام می‌خواست چه چيزی بگوید.

544

نقل است که بعد از یکی از غزوات، امام نقی (ع) دستور دادند همه اجساد را درون چاهی بی‌اندازند، سپس شروع به فحاشی ناموسی و نشان دادن ذوالنعوظ و ماتحت خود به کشته‌شدگان دشمن نمودند. اصحاب از ایشان پرسیدند: ای فرزند رسول خدا اینها که مرده‌اند، چه می‌کنید؟! حضرت فرمودند: به خدا قسم اینها اکنون شنواتر و بیناتر هستند. سپس با یکی از مردگان لواط نمودند تا عبرتی برای دیگر مردگان شود.

سیره نقوی، در باب تادیب مرده‌ها

543

از ابن وفق نقل است که امام شماره حسابی را جهت کمک به کودکان سومالی به اصحاب داد که بعد از این که سیل بیکران پول‌ها به حساب جاری گشت چندی از اصحاب گفتند امام این که حساب خودت است چگونه به کودکان کمک می‌کنید…

امام فرمود من پول‌ها را می‌گیرم و خودم کمک می‌کنم.

پرسیدند چگونه کمک می‌کنید؟

در این لحظه لبخند موزیانه‌ای صورت مبارک امام را فرا گرفت و فرمود: دعا می‌کنم!

از کتاب «نقی برای همه، همه برای نقی»

542

نقل است یکی از علویون نزد امام نقی بشد و از فضایل علی سخن گفت که اگر دنیا را به او دهند دانه‌ای از دهان موری نمی‌گیرد. امام سخن او را قطع و فرمود: «گفتی مور یه عادتی دارم می‌رم توالت رو مورچه‌ها شلنگ می‌گیرم بعد که دارن غرق می‌شن طی عملیات ویژه نجاتشون می‌دم بعضیاشون می‌میرن ولی اونایی که زنده می‌مونن واسه زندگی و کار و تلاش انگیزه می‌گیرن :دی» آن علوی نام خود را به نقوی تغییر و رژیم مورچه‌خواری گرفت.

فیلم «مورچه‌ای به نام زی» دقیقه‌ی 69

541

دقت آن حضرت در دونیم کردن افراد به حدی بود که گاهی تا چندین روز فرد مورد نظر نمی‌دانست که نصف شده است و تنها در هنگامی که رقص بندری می‌زد هر نیم آن به سویی می‌افتاد.

540

‎»بگو چ… خوب بگو پ، جان من بگو پ…»

کرم ریختن یکی از نوادگان سلمان فارسی به امام نقی

گویند پس از این واقعه امام فرد را به چهار قسمت مساوی تقسیم کرد، و هر تکه را در یکی از گوشه‌های شهر انداخت و آنجا که گوشت دیرتر فاسد شد خانه عفافی بنا نمود!

539

نقی‌ یعنی‌ که یاران شاد و مسرور
نقی‌ یعنی‌ که شادی تا سر‌ گور

نقی‌ یعنی‌ بشارت خلق خفته
که منجی می‌رسد از عالم دور

نقی‌ یعنی‌ شفای درد مردم
چلاق و کر، کچل، یا مرده و کور

نقی‌ یعنی‌ که سر بر دار دادن
ولی‌ بر دارِ نااهلان چو منصور

نقی‌ یعنی‌ دمادم عشق دیدن
به هم پیجان خود همواره مغرور

نقی‌ یعنی‌ که سیل آب بستن
ز روی مصلحت در خانهٔ مور

نقی‌ یعنی‌ که شمشیر از سر لطف
سزای هر عمل بر خلف دستور

نقی‌ یعنی‌ جماع با خیل اصحاب
و با عباسیون از درگه زور

نقی‌ یعنی‌ که شرب دائم خمر
نقی‌ یعنی‌ که لبیک آب انگور

شیخ علامه مجلسی

537

روزی یکی از اصحاب بر حضرت فرود آمد و گفت: یابن رسولالا، چرا دوست دختر من یک گل رز را که یک روز براش زنده میمونه و بعد خشک میشه دوست داره، ولی من که هر روز براش میمیرم و زنده میشم رو دوست نداره!

حضرت تبسمی زد و فرمود: خیلی قشنگ بود با اجازه شِر می‌کنم!

536

روزی صحابه‌ای نزد امام آمد و سوال مهملی از ایشان پرسید. امام آهی کشیدند و گفتند نمی‌دانم بروید از جعفر کذاب یا معتصم یا هر خر دیگری بپرسید! صحابه بسیار متعجب شد. تصمیم گرفت برای بازگرداندن روح اکشن نقوی به حدیث و دونیم شدن توسط ایشان به سوسن توهین جنسی کند. اما امام آب انگورشان را با نهایت اندوه می‌نوشیدند و توجهی نمی‌کردند. صحابه برای اینکه حدیث را از این هم ضایع‌تر نکند بی‌دلیل خشتک درید و نعره‌زنان سر به بیابان گذاشت.

( امام نقی و دوران ماژور دپرسی )

535

روزی از امام پرسیدند نشانه یک نقوی در کجاست؟

فرمود آنکس که خشتک می‌درید اگر خشتک داشت و آنکس که خشتک بدرد در حالیکه قبلا خشتکش دریده شده باشد و آنکس خشتک یکی دیگر که خشتکش قبلا دریده نشده باشد را بدرد و آن کسی که قصد دریدن خشتک بکند در حالیکه خشتک به تن ندارد و آن کسانی که خشتک می‌درند پس از اتمام اين سخن «نقوی» هستند.

533

امام نقی فرمود: نوشیدن آب انگور نیمی از دین شما را کامل می‌کند. جماع 2/3 آن را، تجاوز 3/4، استفاده از ذوالنقار 4/5، شیشه نوشابه در نشیمن گاه 5/6، شکنجه با آلت شتر6/7، تعصب عباسیانه 7/8 و… مجموع همه‌ی این‌ها دین شما رو تکمیل می‌کند. شایان ذکر است که امام در این سیر دنباله‌ی n/n+1 دین اسلام را کشف کرد.

531

‎سمانه مادر امام، قصد داشت امامت زود هنگام حضرت را از ایشان پنهان کند و همواره می‌گفت: بابا، بذار بچه رشد طبیعیشو داشته باشه، امام شدن واسه نقی هنوز زوده، تاثیر بد رو درس و مشقش داره. اما صحابه اصرار بر اعلام امامت حضرت داشتند. نقی پس از پی بردن به امامت خویش دیگه مدرسه نمی‌رفت، به حرفای مامانش گوش نمی‌داد و خلاصه خدا رو هم بنده نبود. همین باعث شد که امام از مدرسه اخراج شد و با دوستای ناباب گشت، آخرشم به جرم حمل و مصرف مواد مخدر توسط نیروی انتظامی سامرا دستگیر شد و تا آخر عمر تو هلفدونی آب خنک خورد.

530

یکی از کرامات امام، تک چرخ زدن با شتر در شوارع سامراء بود به نحوی که بیضتین شتر بر آسفالت کشیده شده و جرقه می‌زد و امام لبخند پیروزمندانه بر صورت مبارک نشانده، دل دختران سامراء را می‌بردند.

امام نقی و تاپ گی یر

529

شتر نوک مدادی! بزن بغل! شتر نوک مدادی! نگهدارید! شتر نوک مدادی! توقف كنيد.

‎دوست عزیز، سرعتتون غیر مجاز بود، لائی هم کشیدین، پلاکتون هم قابل خوندن نیست، روی شترتون هم جملات غربی نوشتین، مدارک لطفا.

‎پلیس بزرگراه صحرای سامرا، پس از متوقف کردن شتر امام

528

حضرت در کودکی دو دوست ناباب داشتند. یک گربه نر و یک روباه مکار که همواره آن حضرت را فریب می‌دادند، اما فرشته‌ی مهربون (جبرئیل) همیشه به کمکشان می‌شتافت.

‎نقیکیو قسمت اول

526

امام نقی (ع) در طول عمر بابرکت خود بارها در آزمون‌های استخدامی ارگان‌های مختلف شرکت کردند، اما هر بار در مرحله گزینش و در برابر پرسش‌های سیاسی – عقیدتی کم می‌آوردند و به درآمد ناچیز شغل امامت بسنده می‌فرمودند.

امام و ضعف اعتقادی

525

روزی امام نقی از برای خرید مرغ به بازار سامرا و نزد جوانمرد قصاب رفت.

مرغ گران و یارانه‌اش هم هدفمند گشته بود. امام مستاصل پرسید: تخفیف امامی هم میدین؟

جوانمرد به دست اندازی امام گلویی صاف نمود و گفت: میدیم. نشانه‌ای بیاور.

امام فرمود: همین مرغ!

قصاب پوزخندی بزد که این نگونبخت که مسافر حلقوم تا روده است.

مرغ چشمکی بزد و گفت مصلحت است اینبار مسیر را وارون برویم.

جوانمرد نعره نزد. تخفیف بداد و خیلی شیک اسلام آورد. 
[ اعجاز النقی ]

524

امام نقی یه گربه داشت / گربه شو خیلی دوست می‌داشت / نقی اومد گربه رو خورد / گربه اومد نقی رو کشت / رو قبر نققیه نوشت: / یه گربه بود یه نقی داشت / نقیشو خیلی دوست می‌داشت …. 
از کتاب لالایی‌های معنوی نقوی برای نوه بزرگوارش امام بعد از ظهر (عصر)

523

روزی صحابه‌ای نقوی، خشمگینانه بر حضرت ظاهر شدند و به ایشان گفتند، اماما اجازه دهید این علویان بی‌شرف را جملگی به دو نیم تقسیم کنم! امام بسیار عصبانی شدند و رو به صحابه کردند و گفتند، ابله ! اینان هموطنان تو هستند هر چند گمراه و نیازمند روشنگری تو. دشمنان تو عباسیانند. سپس بی آنکه به صحابه اجازه دهد او را به دو نیم تقسیم کرد. صحابه دیگری از امام پرسید آیا این صحابه به رحمت رفته نیز هموطن شما نبود، امام بی درنگ صحابه پرسش کننده را نیز به دو نیم تقسیم کردند. ( امام و تضادهای همیشگی )

522

روایت است که روزی گدایی بر امام وارد شد و به عجز و لابه درخواست کمک کرد و از فقر و گرفتاری و مرض‌های فراوان خویش بسیار شکایت نمود. امام قدری به بردباری سخنان سائل را شنید و سپس به او گفت: ای نادان. اگر به جای گرفتن راه مردم و شکایت از حال خویش، سر قبر جدم می‌رفتی و مصائب او را می‌نالیدی تا الان میلیاردر شده بودی. گدا از این سخن امام در شگفت آمد، خشتک درید و به شتاب بیرون شد.

521

نقل است امام نقی (ع) از کودکی به دلیل هوش بالا و علم لدنی شان شهره‌ی عالم بودند. روزی گالیله که معلم هیئت ایشان بود در کلاس درس بعد از ساعتی تلاش اثبات خود را مبنی بر گردیدن زمین ارائه کرد و گفت که من تمام عمرم را صرف این اثبات کردم.

در این هنگام حضرت فرمودند: عمر خود را هدر کرده‌اید. نظریه گردش زمین با بالا رفتن یک بطر عرق کشمش خود به خود ثابت می‌شود.

فیزیک کلاسیک و هیئت نقوی – رابطه‌ی کشمش و گالیله – ص 28

520

روایت است که امام در روز شهادت وارد حیاط خانه شدند و هی اینور و اونور رو نگاه کردند بلکه غازی اردکی الاغی چیزی بیاید و جلویش را بگیرد. ولی هیچ خبری نبود. فقط الاغ حضرت نگاهی به ایشان انداخته و بادی در داده و به نشخوار ادامه داد. امام هم پس از دو نیم کردن الاغ در حالی که زیر لب فحش خارومادر می‌دادند راهی محل شهادت شدند.

تاریخ بینقی- بخش شهادت‌های تخماتیک

519

خداوند به امام نقی دستور ساخت یک کشتی را داد تا واقعه طوفان نوح را برای مردم سامرا تکرار کند. امام و اصحاب ماه‌ها مثل سگ جان کندند تا ساخت کشتی به پایان رسید. گفته می‌شود از آن زمان تا 7 سال حتی یک قطره باران هم نبارید و بسیاری از اصحاب از امام برگشتند.

نقل است یکبار هم در همان سال یوگی و دوستان با کشتی از بالای سر امام رد شده و شصت نشان دادند.

خدا و ضایع کردن امام

518

نقل است روزی حضرت با بلال بر منزل فرود آمد، سوسن پرسید یابن رسولالا می‌خواهید بلال بخورید؟ حضرت پاسخ داد: پـَـَـ نــه پـَـَـ آوردمش اذان بگه!

نقی و گوله نمک!

517

امام نقی: مهدی بیا اینجا پسر! باز که این ترم هم غیبت صغری کردی! من چقدر باید از دست تو بکشم. کدوم گوری میری بچه؟ یه کاردانی ساده رو 30 ترم طول دادی. نوه‌های معتصم همه دکتر شدن و مقاله‌هاشون تو مجله‌های معتبر چاپ شده، پسر چه غلطی می‌خوای بکنی؟
 مهدی موعود: گیر نده بابا بزرگ! میرم از این به بعد دیگه دانشگاه رو میرم.

– : از کی؟ زمان دقیق می‌خوام!

– : شاید این جمعه برم، شاید.

( امام و مصائب انتقال امامت )

515

صحابه پس از اسلو موشن کردن فیلمی که توسط دوربین امنیتی از حرکت دو نیم کردن امام نقی گرفته شده بود دریافتند که ایشان قبل از دو نیم کردن ابتدا با فرد جماع می‌کند سپس سیگار کشیده و پشت بندش آب انگوری زده و در آخر او را نصف می‌کند.

اَتَک اِسپیدِ نقوی

514

اگر همه دریاها مرکب، همه درختان قلم و همه فرشتگان کاتب شوند نمی‌توانند فواید خوردن کیوی با موکتش را بنویسند.

اعجاز خوراکی‌ها، دکتر نقی الدین جزایری

513

عسگری کوچولو که عاشق ذوالنقار امام نقی شده بود، هر روز بهانه می‌گرفت و به مکتب نمی‌رفت. امام دستور داد تا مینی شمشیری چوبی برای ایشان درست کنند تا دیگر بهانه نگیرد. 
فردا عسگری مینی شمشیر را در دست گرفت و به مکتب رفت. همان روز ناظم مکتب با نقی تماس گرفت و از عسگری کوچولو شکایت کرد. ناظم می‌گفت: این عسگری یه شمشیر دستش گرفته و هر کسی را که می‌بیند، آن را در ماتحتش فرو می‌کند. آآآآآخ ( در آن حین عسگری شمشیر را در ماتحت ناظم فرو کرد )

نقی و مصائب تربیت بچه

512

ابو رِدبول نقل می‌کند که صحابه تصمیم گرفتند که در شب تولد امام ایشان را سورپرایز کنند. با هماهنگی سوسن همه در خانه امام مخفی شدند و چراغ‌ها را خاموش کردند. امام از همه جا بیخبر با بدنی لرزان و فاز بندری به رسم هر شب وارد منزل شد و چراغ را روشن کرد، ناگهان صحابه بیرون پریدند و گفتند هَپی برت دی نقی. امام که از این قرتی‌بازی‌ها بدش میامد ذوالنقار را درآورد و شروع به نصف کردن صحابه کرد. در آن روز 72 نفر از صحابه توسط امام به دو نیمه مساوی تقسیم شدند و آن روز در تاریخ عرب، «یوم النکبة» نام گرفت.

بی‌جنبگی‌های نقوی – فصل پارتی، تولد، عقد و عروسی

511

روزی امامان نقی اصحاب را گفتند: آیا می‌دانید که سرنوشت انسان گمراهی است و حتی اگر خدا روبروی انسان باشد و او را راهنمایی کند باز انسان گمراه خواهد شد؟ اصحاب گفتند: چرا یابن الجواد؟ امام سری تکان داده فرمودند: چون سمت راست خدا سمت چپ ما خواهد بود! اصحاب ازین فلسفه مجنون شده خود به نصف کردن یکدیگر پرداختند.

امام و فلسفه‌ی نبوت

510

نادر بن فیروز روایت می‌کند امام نقی علاقه ویژه‌ای به علم فضانوردی نشان می‌داد و همواره از سوخت گرد انگور مایع برای پیشرانه فضاپیمای بُراق استفاده می‌کرد.

منبع: NASA (N=Naghi) JPL

509

پرسش شد: یا اماما! ز چه روی شما را هادی می‌نامند؟

پاسخ آمد: هنگامی که اختلاف پتانسیل به وجود آید بدن من یونیزه شده و یون‌ها از قطب منفی به سمت قطب مثبت جاری شده و جریان الکتریسیته را عبور می‌دهند.

اصحاب که نفهمیده بودند امام چه فرموده‌اند، جامه دریده و نعره‌زنان به سمت دانشکده فنی روانه شدند.

508

ابو مخبر از یاران مخفی امام نقی نقل می‌کند عسگری کوچولو همواره بدنبال کسب ردای امامت و کنار زدن پدر خود بود. تا جائیکه زمانی که نقی قصد سفر در زمان داشت، با دستکاری در ماشین زمان، ایشان را به زمان نامعلومی فرستاد. 
روزها بعد که صحابه نگران ایشان شدند عسگری گفت نگران نباشید ایشان روزی برخواهد گشت و خواهد گفت «امامتان از زمان برگشت، ظهر شد بیایید جماع کنیم». 
علویون نامرد حدیث بالا را به صورت زیر تحریف کردند:

امام عسگری: روزی امامتان بازمی‌گردد و می‌گوید «من، امام زمان، ظهور کرده‌ام در روز جمعه.»

این حدیث منشا اختلاف نقویون و علویون است.

جامع التواریخ النقی

507

روزی نقی با چهره مبدل به کاباره رفت و کاباره‌چی در یک نگاه او را شناخت و گفت امام نقی شما هم؟ نقی لحظه‌ای هنگ کرد و سپس فرمود: آمده بودیم تا بدکاره‌ای را نصیحت فرماییم اما خواست خدا بود که تو نیز هدایت شوی. کاباره‌چی را حالتی دست داد و از هوش برفت و از آن پس نام نقی بر آن کاباره ماندگار شد.

السکس البلدان – جلد سوم

506

روزی امام به خوابم آمدند، با خوشحالی نعره زدم، امام عاشقتم، امام فرمود به تخمم. سپس با دست راست ۴ بار به رون خود کوبیدند و خنده فرمودند و رو به اصحاب گفتند: خوب ضایش کردم نه؟ اصحاب همگی‌ گفتند: نه! سپس ما همگی‌ به امام خندیدیم.

در باب لودگی امام

505

روزی امام رو به اصحاب کرد و فرمود امروز روزی است که باید متفاوت بود، پس شما مرام‌نامه خود تدوین کنید و من خشتک بدرم.

كمپين “يادآوري امام نقي به شيعيان” از ابتداي پايه‌گذاري خود توانسته است با جذب هزاران عضو و تعداد بسيار بيشتري از دوستداران غير عضو، نقطه‌ عطفي را در فعاليت‌هاي نسل جوان ايران در فضاي مجازي به وجود آورد. اين كمپين با هدف اصلي مبارزه با جهل و خرافات و تعصب در تمامي زمينه‌ها (به ويژه در عرصه‌ي مذهب و سياست) تأسيس شده و همچنان در اين راه ثابت‌قدم است. ما اعضاي اين كمپين قوياً اعتقاد داريم كه مبارزات مردم ايران با حكومت فعلي خود تا زماني كه تحولي اسا … Read More

via امام نقی (ع)

504

امام نقی در کودکی علاقه‌ای به امامت نشان نمی‌دادند و پدر بزرگوارشان را از این بابت به ستوه آورده بودند. امام جواد تصمیم گرفتند از روش‌های متفاوت آموزشی استفاده کنند. از این رو کارتون سفرهای میتی کمان را به اسم کارتون رسالت اهل بیت به امام نقی قالب کردند. به امام مظلوم گفته بودند میتی کومان همان رسول خداست و نشان او قرآن مجید است. كايكو حضرت ابوالفضل و تسوكه حضرت علی و آن زن هم حضرت زهراست. نقل است امام اینگونه امامت را به سرعت یاد گرفتند و فنون دو نیم کردن را پس از مشاهده فراوان متد شمشیر زنی تسوکه فرا گرفتند.

نقی معلم روش‌های رشد فکری کودک، جلد دوم، پیشرفت‌های جهان اسلام، بخش جواتی

503

آیا می‌دانستید که همانطور که در بین 124000 پيامبر فقط 5 نفرشان اولوالعزم بوده‌اند، در بین امامان نیز فقط نقی اولوالعزم بوده است؟

و از آنجا که مقام امامت از مقام نبوت بالاتر است امام نقی رتبه 1 را بين 124011 نفر داشته‌اند. (آخری هم وجود نداره!)

راه و رسم نقوی – اول و آخر نقی – فصل 3 – دانستنی‌های امام نقی

502

یکی از صحابه که برای کار مدتی به ژاپن رفته بود بر امام وارد شد و گفت یابن الرسول الله پدر و مادرت به فدایم! برایت از «الیابان» این شمشیر سامورایی را تحفه آورده‌ام. امام خیلی با شمشیر حال کرد چون قبلا هم در فیلم‌های تارانتینو آن را دیده بود. پس از آن تا مدتی امام با شمشیر سامورایی، کیمونو و صندل‌های چوبی در حالیکه موهایش را دم اسبی کرده بود و تند تند راه می‌رفت در بازار سامرا رویت می‌شد. تا اینکه گشت ارشاد عباسیان ملعون به تیپ امام گیر داد و امام را جمع کرد.

نقی یاکوزا و لینچان 9 اژدها